|
اگر بخشنده خود را در اقيانوس هستي محو كند
اگر گيرنده خود را در اقيانوس هستي محو كند
آنگاه فقط هستي مي ماند و بس
آن دو محو مي شوند ' دريا مي شوند .
هر چه عشق خود را محدود كني
زندان خود را تنگ تر كرده اي .
ديوار كشيدن به دور عشق
يعني چيدن بال هاي عشق .
عشقي كه بال هايش چيده شده است
نمي تواند تن به آبي آسمان بسايد
و در برابر ديدگان روشن خورشيد به پرواز درآيد .
عشق رابطه نيست
عشق نبايد خود را جمع كند .
عشق بايد خود را بگستراند .
عشق بايد خاصيت تو باشد .
عشق بايد شخصيت تو باشد .
عشق بايد وجود تو باشد .
عشق بايد رايحه تو باشد .
خورشيد گرم و روشن مي كند
بي آنكه دليلي براي اين كار داشته باشد
گرمي و روشني خاصيت خورشيد است .
عشق ابتدا در تو مي جوشد و خود تو را سيراب مي كند
آن گاه لبريز مي شود و به همه كس و همه چيز مي رسد .
زندگي موهبتي است بي دليل .
موهبت زندگي را عاشقانه در آغوش بگير
و با تمام وجود در ضيافت پرشكوه آن شركت كن .
كاشف زيبايي و شكوه درون خود باش .
زندگي آواز است آن را با آواز بخوان .
زندگي
ترانه است
ترانه شاد
آن را مترنم باش .
زندگي
رقص است
آن را به رقص آور
زندگي
ضيافتي ست كه مدام برپاست
در آن شركت كن .
|